على محمدى خراسانى

80

شرح كفاية الأصول (فارسى)

الحقيقه ، اصالة العموم ، اصالة الاطلاق ، اصالة الظهور و مانند آن جارى كرده و مراد را بدست مىآوريم . براى اين بحث در كفايه مقدمه‌اى مطرح نشده و تنها در مبحث ظواهر « به پيروى از شيخ اعظم در رسائل « 1 » بدان پرداخته شده ، ولى مرحوم مظفر در اصول فقه طى مقدمه دوازدهم به اين اصول پرداخته‌اند . » « 2 » 4 - مىداند كه واژه اسد در زبان عرب در حيوان مفترس و رجل شجاع و مطلق شجاع استعمال مىشود و نيز مىداند كه متكلم از اين لفظ كدام معنا را اراده كرده و خلاصه شك در مراد متكلم ندارد : ولى قبل از آن و در رتبه سابق ، در اصل وضع شك دارد و نمىداند كه اين كلمه براى كداميك از معانى مذكور وضع شده و در آن حقيقت است ؟ و براى كدامها وضع نشده و اگر هم استعمال مىشود مجاز است ؟ حال مقدمه هفتم كفايه تحت عنوان نشانه‌هاى حقيقت و مجاز براى معالجه اين نوع از شك تنظيم كرده است . سؤال اينست كه آيا براى شناخت حقيقت از مجاز و تشخيص موضوع له از غير موضوع له راهها و معيارهايى وجود دارد يا خير ؟ جواب : آرى علائم زيادى در كتب مطوله ( از قبيل : هداية المسترشدين ، فصول و . . . ) عنوان شده كه بعضا تا بيست علامت گفته‌اند : [ 1 - نص واضع 2 - نقل متواتر 3 - استقراء 4 - ترديد با قرائن 5 - اصالة الحقيقة 6 - ورود لفظ در مقام بيان خالى از هر قرينه‌اى با حصول علم به معناى مقصود از خارج بدون قرينهء منصوبه يا ملحوظه . . . 7 - نبود مناسبت و علاقه‌اى كه مجوز و مصحح مجازيت باشد 8 - استعمال لفظ در معناى مجازى با ملاحظه معناى مخصوصى از مستعملات لفظ 9 - اصالة العدم 10 - تبادر 11 - عدم صحت سلب 12 - اطراد 13 - تقسيم 14 - اصالة الوضع 15 - تقييد لفظ در استعمالات به دو قيد مختلف دليل وضع آن براى قدر مشترك بينهما است . 16 - حسن استفهام 17 - صحت استثناء 18 - اختلاف دو جمع يك لفظ برحسب دو معناى آن . . . 19 - اطلاق لفظ بر يكى از دو معناى آن متوقف باشد بر تقارن آن با اطلاق بر معناى ديگر و لا عكس 20 - امتناع اشتقاق مع كون

--> ( 1 ) - رسائل ، ص 34 . ( 2 ) - اصول الفقه ، ج 1 ، ص 28 .